امینی: «کبریت کم‌خطر» بهترین کتاب طنزی بود که در سال 94 خواندم/ ارومیه قطب طنز کشور است

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
اسماعیل امینی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت:‌ به نظرم سال ۹۴ سال خوبی بود و به ویژه در حوزه طنز مطبوعاتی آثار تألیفی و پژوهشی خوبی انجام شد. خوشبختانه در حوزه نشر نیز، وضعیت به همین صورت بوده و با توجه به این که به کتاب‌های طنز، راحت‌تر از سال‌های گذشته، مجوز دادند، شاهد انتشار کتاب‌های خوب و مناسبی بودیم. وی ادامه داد:‌ در کل سال خوبی را پشت سر گذاشتیم اما متأسفانه این فعالیت‌ها در رسانه‌ها به خوبی منتشر نشد، شاید به این دلیل که هنوز برخی دوستان تحمل شوخی و طنز را ندارند. این طنزپرداز درباره برنامه‌های طنز اجرا شده در سال ۹۴ اظهار کرد: در سال ۹۴ جلسات طنز بسیار خوبی در کشور برگزار شد. امسال بنا بر مسئولیتی که در جشنواره شعر فجر داشتم، محفل طنزی را در ارومیه برگزار کردیم که جلسه بسیار خوبی بود و با ظرفیت‌های جدیدی آشنا شدیم و می توان گفت که بدون شک ارومیه یکی از قطب‌های طنز کشور است. وی در تشریح بهترین متن یا شعر طنزی که در سال ۹۴ خوانده است گفت: به همت علیرضا لبش کتاب «کبریت کم‌خطر» در سال ۹۴ منتشر که کتاب بسیار خوبی بود و واقعاً از آن لذت بردم،‌ لبش در این کتاب به جمع‌آوری نوشته‌های طنز غیر‌روزنامه‌ای بعد از انقلاب پرداخته که در کل مجموعه بی‌نظیری است. امینی با اشاره به سوژه‌های طنز سال ۹۴ اظهار کرد:‌ یکی از خوبی‌های حوزه طنز این است که هیچ‌وقت بی‌سوژه نمی‌مانیم و سوژه‌های طنز به وفور وجود دارد، البته یکی از آرزوهایم این است که سوژه‌های طنز، ضمن خنده‌دار بودن، امیدوارکننده نیز باشند و باعث تأسف نشوند. باور کنید ما طنزپردازان در کمین سوژه‌های طنز نیستیم و آنها ما را شکار می‌کنند! طنز، توطئه نیست اگرچه با کسی شوخی ندارد. وی ادامه داد: امسال سوژه‌های زیادی مورد استفاده قرار گرفت که بیشترین سوژه‌ها پیرامون مجلس بود و تا آخرین روزهای سال هم ادامه داشت. البته به شخصه بیشتر به سوژه‌هایی مانند واکنش انسان‌ها در مقابل اشخاص دیگر می‌پردازم و سعی می‌کنم که از حواشی فاصله بگیرم. سال ۹۴ سال امیدوارکننده‌ای برای مردم ایران بود و همه ما نتیجه این امیدواری را در حضور گسترده مردم در انتخابات مشاهده کردیم. این طنزپرداز در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت:‌ اگر دوستان به دنبال کتاب مناسب برای عیدی دادن یا مطالعه هستند، کتاب «طنز در زبان عرفان» اثر دکتر علیرضا فولادی را پیشنهاد می‌دهم چراکه به نظرم کتاب بسیار مناسبی است.   اسماعیل امینی در دی‌ماه سال ۱۳۴۲ در تهران متولد شد. وی دارای مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی است.  «دلقک و شاعر دربار» که دربر دارنده شعرهای کلاسیک و نو امینی است به همراه کتاب‌های شعر طنز «دکتر بازی»(انتشارات سپیده باران) و «نشر اکاذیب» (انتشارات سروش) تنها مجموعه اشعار این شاعر و منتقد است. اسماعیل امینی ضمن تبریک سال نو، شعر زیر را به خوانندگان ایبنا تقدیم کرده است:   تا می‌توانی بخر در این چند روزی که مانده به عید مبادا که کاری کنی جز خرید اگر عیدی‌ات را گرفتی بدو که چیزی نمانده‌ست تا سال نو اگر عیدی‌ات را گرفتی ببر به بازار و تا می‌توانی بخر اگر مایه‌داری اگر آس و پاس بخر دستِ کم دسته‌ای اسکناس که چیزی نباشد در ایام عید ضروری‌تر از اسکناس جدید که جیبت شود خرّم و با کلاس معطر به عطرِ خوشِ اسکناس چو فردا برآید بلند آفتاب بخر مبل و پرده بخر تخت‌ِخواب بخر کیف و کفش و کت و پیرهن بخر هفت دست آفتابه لگن بخر دیس و چنگال، بشقاب و کارد دوتا کیسه گندم سه تا کیسه آرد بخر خانه را پُرکن از خرت و پرت مبادا فریبت دهد چرت و پرت گرانی و ارزانی و اقتصاد بوَد حرف و حرف است مانند باد از آن بادهایی که چون می‌وزند نباشد کسی را از آن‌ها گزند بده پول خود را به باد ای عمو بخر لاف و حرف از تورم مگو بخر تا خیابان پر است از بساط که پیوند دارد بساط و نشاط بساط نشاط است و هنگام عید خرید و خرید وخرید و خرید بده پولِ خود را به سرمایه‌دار تو خشنود باشی و او رستگار

 

روایت شیرین طالبی در کتاب‌های طب سنتی/ طالبی بخوریم تا بهتر ببینیم

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- برای طالبی که ریشه رویش آن به کشورهای فرانسه و الجزایر برمی‌گردد، فایده‌های خوراکی و درمانی بسیاری می‌توان برشمرد. طالبی سرشار از ویتامین‌های A ، B و C است. این میوه دفع‌کننده عفونت معده،‌ تقویت‌کننده قلب،‌ برطرف‌کننده یبوست،‌ افزایش‌‌دهنده شیر مادران شیرده و مقوی برای افراد مبتلا به ورم روده است. طالبی به روایت کتاب‌ها در کتاب «زبان خوراکی‌ها» نوشته عبادالدین جزایری، درباره طالبی به زبان خودش می‌خوانیم: «از شیرینى با قند رقابت مى‌كنم، من رادیواكتیو دارم و ضد بیمارى‌های مختلف هستم. عطر مطبوع من، مقوى قلب است و عروق را باز مى‌كند.»   در کتاب «خواص میوه‌ها و گیاهان در درمان بیماری‌ها» نوشته حسین غفرانی نیز آمده است: «طالبی دارای مواد یُددار است و مقدار زیادی مواد معدنی مثل پتاسیم، منگنز، فسفر، کلسیم و ماده پکتین را در خود دارد. کلسیم موجود در طالبی، موجب تقویت عضلات و استخوان‌بندی و فسفر آن باعث تقویت سلول‌های مغزی است.» عذراسادات حکیم در کتاب «میوه‌درمانی با بهره‌گیری از دستورهای اسلامی» درباره طالبی نوشته است: «از این میوه می‌توان برای افزایش وزن کودکان و درمان لاغری استفاده کرد. علاوه بر این برای پیشگیری و درمان آسم و حملات تنفسی می‌توان از طالبی استفاده کرد.»   در کتاب «سبزیجات، میوه‌ها و خواص آن‌ها» نوشته الیاس خضری نیز به فواید طالبی اشاره شده است. در کتاب «طب سنتی؛ میوه‌درمانی» درباره این میوه مطبوع آمده است: «خربزه، طالبی و هندوانه باید تنها خورده شوند، زیرا با سایر غذاها ایجاد گرفتگی می‌کند و ممکن است مانع جذب غذاها به وسیله روده شوند.» برخی دیگر از خواص طالبی براساس منابع طب کهن، یک لیوان طالبی، 56 کیلو کالری انرژی دارد، 103.2 درصد از نیاز روزانه ویتامین A ما را تأمین می‌کند؛ ویتامین A مهم‌ترین ویتامین موثر در بینایی است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم: طالبی بخوریم تا بهتر ببنیم!   طالبی منبع خوبی از پتاسیم، ویتامین ب 6، فیبر غذایی، فولات و ویتامین ب 3 است. همراه شدن فیبر با ویتامین‌های گروه ب، طالبی را به میوه‌ای عالی برای تأمین تولید انرژی حاصل از متابولیسم کربوهیدرات و حفظ قند خون در حد مطلوب تبدیل کرده است.   کسانی که دچار بیماری قند یا ورم معده هستند، باید در خوردن این میوه احتیاط کنند و یا آن‌را مصرف نکنند.این میوه یكی از بهترین منابع ویتامین آ، ث، بتاکاروتن، مواد مغذی مفید مثل پتاسیم، فولات، فیبر، منیزیم، ید و ویتامین‌های گروه ب شامل ب 5، ب 3 ، ب 6 و ب 1 است. طالبی همچون سایر میوه‌ها دارای خواص درمانی زیادی است، از جمله این‌که توصیه می‌شود برای رفع عفونت معده یک ساعت قبل از نهار باید طالبی خورد. علاوه بر این در کوچک شدن شکم، درمان گرمازدگی، تقویت قلب، درمان نقرس، رماتیسم، بواسیر، یبوست، سنگ کلیه و مثانه مؤثر است. درمان کم‌خونی با مصرف روزانه میوه خوشبوی بهاری طالبی‌های با گوشت زرد حاوی مقدار قابل ملاحظه‌ای ترکیب شیمیایی آنتی‌اکسیدان بتاکاروتن بوده که پیش‌ساز ویتامین A به شمار می‌رود. همچنین فراوانی کلسیم آن‌ها موجب تقویت عضلات و تکمیل استخوان‌بندی و رشد و نمو سامانه اسکلتی انسان می‌شود.   این میوه خواص درمانی متنوعی دارد از جمله این كه اشتها آور است و موجب طراوت و شادابی پوست بدن می‌شود. مصرف طالبی بعد از غذا به درمان كم‌خونی كمک می‌كند؛ البته مصرف زیاد این میوه برای مبتلایان به  بیماری دیابت و ورم معده توصیه نمی‌شود چون ممكن است علائم آنها را تشدید کند.   گوشت طالبی برای تسكین سوختگی‌های سطحی و یا درمان ورم پوست مورد استفاده قرار می‌گیرد. مطالعات نشان داده که مصرف یک لیوان آب طالبی در روز به میزان 25 درصد احتمال بروز فشار خون را کاهش می‌دهد.   طالبی را باید بدون شکر یا چیزهایی دیگر به‌طور ساده پیش از غذا خورد. کسانی که طالبی را با نمک و فلفل می‌خورند هضم آن را آسان‌تر می‌کنند ولی در مقابل، خاصیت ملین آن را کم می‌کند.

 

شیرینی‌های عید را خوردیم اما معده‌درد شدیم!/ لحظه تحویل سال نو و اعتصاب اسرا در زندان‌های عراق

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در بخشی از کتاب «هفت‌سین روی خاک» نوشته مریم سادات ذکریایی در خاطره‌ای نوروزی به نام «شیرینی نخودی» آمده است: در قاطع دو کمپ سیزده رمادیه بودم. قاطع دو، مخصوص بسیجی‌ها و سپاهی‌ها بود. آن سال که اسیر شده بودم، یک اسیر اصفهانی به نام احمد تاکی بود. به قول بچه‌ها از ما بریده بود و به عراقی‌ها پیوسته بود. کارش آزار و شکنجه اسرا بود، به طوری که افسر اردوگاه از او حساب می‌برد. او را از کمپ هفت آورده بودند تا ما را کنترل کند. عراقی‌ها که حریف ما نمی‌شدند، یک سری از جاسوس‌ها، از جمله احمد تاکی را آوردند بین ما، تا گزارش فعالیت‌مان را به آن‌ها بدهند. تاکی مدام به عراقی‌ها گزارش می‌داد که چه کسی سپاهی است،‌ چه کسی بسیجی و چه کسی روحانی. توی محوطه اردوگاه، مثل افسرهای عراقی، کابل دستش می‌گرفت و بچه‌ها را می‌زد. پوتین عراقی، لباس عراقی، کابل، باتوم و خلاصه تمام تجهیزات نگهبان‌های عراقی را با خودش داشت، فقط کلاه‌خود نداشت. چند روز مانده به عید سال 67،‌ با بچه‌ها تصمیم گرفتیم او را به قصد کشت بزنیم. می‌خواستیم هم او را تنبیه کنیم و هم بقیه جاسوس‌ها را بترسانیم تا دیگر خبرچینی نکند. در قاطع دو، حدود دویست نفر بودیم. تصمیم گرفتیم همه باهم،‌ توی حیاط بریزیم سرش و او را بزنیم. موقع هواخوری با اشاره مسؤول‌مان، در یک فرصت مناسب، بچه‌ها ریختند سرش و حالا بزن، کی نزن. من هنوز به پنج‌قدمی‌اش نرسیده بودم که عراقی‌ها متوجه شدند و سوت «آماده‌باش» را زدند. آمار گرفتند و همه را فرستادند داخل آسایشگاه‌ها. چند دقیقه بعد احمد تاکی همراه با عراقی‌ها آمد. می‌خواست کسانی که او را زده بودند، شناسایی کند. سر، صورت و بدنش خونی بود. چند نفر از بچه‌ها که او را زدند را شناسایی کرد. چند نفر را هم از خون روی تن و لباس‌شان، شناسایی کرد. با این‌که من او را کتک نزده بودم، اما چون از اول ورودم به اردوگاه، عراقی‌ها و جاسوس‌ها مرا زیر نظر داشتند، هم او و هم عراقی‌ها می‌دانستند که دستی در این حرکت داشتم، از طرف دیگر عراقی‌ها و جاسوسان،‌ نسبت به کسانی که دست و پای‌شان مصنوعی بود،‌ حساسیت داشتند تصور می‌کردند آنها سپاهی یا فرمانده‌اند. من هم قبل از اسارت، مجروح شده بودم و دستم مصنوعی بود. آن روز، همین‌طور که تاکی مشغول شناسایی بود، یکهو آمد سمت من و گفت: ـ «این هم بود.» بیست و یک نفر از ما را جدا کردند و شش نفر، شش نفر بردند، حیاط اردوگاه،‌ تا جان داشتند ما را کتک زدند، بعد ما را فرستادند انفرادی. یازده نفرمان را در یک اتاق و ده نفر دیگر را در اتاق دیگر جا دادند. روزها آخر زمستان بود اتاق تا کمر آب بود. آب‌ها را با دست و پای‌مان بیرون ریختیم و پتوهای‌مان را روی همان زمین خیس، پهن کردیم. اتاق آنقدر کوچک بود که فقط چهار نفر می‌توانستند روی زمین دراز بکشند. بدون هیچ امکاناتی،‌ نه آبی،‌ نه غذایی، ما را آنجا حبس کردند. پنج،‌ شش روز آنجا بودیم. روزی یک نصف یغلوی برنج و یک نصف یغلوی خورشت به ما می‌دادند. این غذای یک روز ما بود. یک ساعت خاصی در روز برای دستشویی رفتن ما بود. وقتی در را برای دستشویی رفتن ما باز می‌کردند، موقع برگشتن با کابل می‌زدند. آشپزخانه اردوگاه روبه‌روی اتاق‌های انفرادی بود. بچه‌های توی آشپزخانه در آن پنج، شش روز شاهد وضعیت اسف‌بار ما بودند. بعداً‌ فهمیدیم بچه‌های آشپزخانه، دیگر اسرا را در جریان وضعیت ما قرار می‌دهند. بچه‌ها هم فرصت را غنیمت شمردند و به بهانه سال نو، دست به اعتصاب زدند. عراقی‌ها اولش فکر می‌کنند که این یک تهدید است،‌ اما وقتی لحظه تحویل سال گذشت و بچه‌ها دست از اعتصاب برنداشتند، مجبور شدند ما را آزاد کنند. ساعت یازده شب یک ساعت از سال تحویل گذشته بود. پشت پنجره کوچک سلول انفرادی ایستاده بودم،‌ داشتم بیرون را تماشا می‌کردم. فضای اتاق آنقدر آزاردهنده بود که پنج دقیقه هم نمی‌شد تحملش کرد،‌ چه برسد به این‌که بخواهیم شش روز تمام، شبانه‌روز؛ آن وضعیت را تحمل کنیم و کابل و شلاق هم بخوریم. همین‌طور که از پنجره بیرون را تماشا می‌کردم، یکهو دیدم دو، سه سرباز عراقی،‌ «بدو» به سمت ما می‌آیند. به بچه‌ها گفتم: ـ «بچه‌ها! بلند شوید، آمدند باز هم ما را بزنند.» بچه‌ها سریع نیم خیز شدند و چند نفری هم بلندن شدند و ایستادند. یکی از سربازهای عراقی قفل در سلول را باز کرد. سرباز دیگر که شیعه بودـ برای این‌که ما نترسیم و بدانیم که قرار نیست ما را شلاق بزنندـ به زبان عربی گفت: ـ «بیایید بیرون که آزاد شدید. فرمانده دستور داد شما را آزاد کنیم.» وارد آسایشگاه شدیم. بچه‌ها یک صدا، صلوات فرستادند. همه با هم روبوسی کردیم. شیرینی‌های عید را خوردیم و سال نو را جشن گرفتیم. به خاطر وضعیت بد غذایی، معده‌های ما به خوردن شیرینی دیگر عادت نداشت. صبح روز بعد، همه بچه‌ها دچار اسهال و معده‌درد شدند. * کتاب «هفت‌سین روی خاک» نوشته مریم سادات ذکریایی، ناشر: کنگره شهدای مازندران

 

سنگری: نویسندگان توجه زیادی به انتقال شادی و تبسم در ادبیات کودک نداشته‌اند/«سفر زندگی» را در نوروز بخوانیم

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
محمدرضا سنگری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره فصل بهار اظهار کرد: جهان با بهار آغاز شده است و اگر قرار باشد دوباره نخستین فصل جهان را آغاز کنیم به بهار می‌رسیم. وقتی سخن از بهار می‌گوییم حاکی از شکوفایی پس زدن تاریکی‌ها و حرکت به سوی روشنایی‌هاست. بهار مفاهیم لطیفی دارد و این مفاهیم لطیف در ادبیات گذشته ما به صورت خوبی کاویده شده است و تصاویری زیبا از بهار ارائه شده است.   این نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان ادامه داد: در فرهنگ ایرانی همواره بهار فرصتی برای شکوفایی و اندیشیدن بوده است و اگر قدری تأمل کنیم می‌توانیم بهترین تصویر و مطالب را از آن دریافت کرده و به مخاطبانمان انتقال دهیم.   سنگری ادامه داد: باید توجه داشت در دوره ابتدایی خلقت، ما انسان‌ها بیشتر تصویری بوده‌ایم، اما در دوره بعدی به تدریج انفسی و درونی شده‌ایم و نگاه درونی پیدا کرده‌ایم. در دوره‌ای که ادبیات ما ادبیات عرفانی (انفسی) است می‌بینیم نگاه‌های عمیقی به بهار می‌شود و در این زمان است که «مولانا» بهار را به قیامت تشبیه می‌کند. به‌طورکلی، اغلب بخش‌هایی که در فرهنگ ما وجود دارد مانند نمادهایی که سر سفره هفت‌سین دیده می‌شود هرکدام مفاهیمی لطیف دربردارد و نشان‌دهنده عملکرد گذشتگان ما و آداب و رسوم آنها بوده است که نشان می‌دهد آنها همراه لباس، اندیشه خود را نیز نو می‌کرده‌اند.   وی در ادامه به بیان این زیبایی‌ها برای کودکان و نوجوانان تاکید کرد و گفت: بیان این مطالب سبب آشنایی بیشتر بچه‌ها با اندیشه و فرهنگ این مرز و بوم می‌شود. اما متاسفانه نویسندگان ما در این حوزه کارهای زیادی انجام نداده‌اند و آن‌طور که باید به وجه شادی، انبساط، تبسم و سرور در ادبیات کودک نپرداخته‌اند.   سنگری در ادامه سخنانش تولیدات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را از جمله آثار خوب و مناسب برای هدیه نوروزی به بچه‌ها پیشنهاد کرد و گفت: علاوه بر این مطالعه کتاب «سفر زندگی» را که دو سال پیش برای نوجوانان نوشتم و در انتشارات مدرسه منتشر شد را نیز توصیه می‌کنم. این کتاب حاوی نکته‌هایی زیبا درباره زندگی و هدف‌های قشنگی است که ما را در سفر زندگی یاری می‌کند و به ما می‌آموزد که زندگی شبیه سفر است و ما در این سفر باید چه کارهایی انجام دهیم. خصوصاً اینکه ایام نوروز ایام سفر است خواندن این کتاب خالی از لطف نیست. همچنین کتاب «بی‌بال پریدن» نوشته قیصر امین‌پور از تولیدات انتشارات سروش را برای هدیه دادن به نوجوانان پیشنهاد می‌کنم.   محمدرضا سنگری سال 1333 در شوش به دنیا آمد و فارغ‌التحصیل دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است. کتاب «بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس» اثر این نویسنده که در سه جلد نوشته شده به عنوان برترین کتاب سال دفاع مقدس شناخته شده است. سنگری استاد دانشگاه تهران، پژوهشگر و کربلاپژوه، مؤلف کتب درسی و نویسنده کتاب «سلام موعود: شرحی بر زیارت ناحیه مقدسه» است. «سوگ سرخ»، «حنجره معصوم»، «کرشمه‌های قلم»، «یادهای سبز» و «پیوند دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس» از دیگر آثار سنگری به شمار می‌آید. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره کتاب «سفر زندگی»، می‌توانید به نشانی زیر مراجعه کنید:

 

کوثری: در سال 94 کارهای به تعویق افتاده را سر و سامان دادیم/ «پدیدارشناسی هایدگر» را پسندیدم

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
مسعود کوثری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره فعالیت‌های انتشارات علمی و فرهنگی در سال گذشته عنوان کرد: با وجود اینکه سال 1394 سال رکود بازار کتاب بود و رونق سابق را نداشت، به دلیل وجود کارهای به تعویق افتاده موجود از سال‌های گذشته، توانستیم حجم بالایی را تولید و راهی بازار کتاب کنیم. مدیر انتشارات علمی و فرهنگی افزود: ما هم مانند سایر ناشران از جنبه رکود بازار کتاب آسیب دیدیم، اما انتشار 225 عنوان کتاب در سال گذشته در حوزه بزرگسال و کودک و نوجوان، سالی پرکار را برای ما رقم زد که این موضوع یک موفقیت برای ما محسوب می‌شود. وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «آیا کتابی بوده که در سال 94 قصد انتشار آن را داشته‌اید، اما موفق نشده باشید؟» عنوان کرد: معمولاً همیشه در حوزه ترجمه بدقولی‌هایی برای رساندن به موقع کتاب روی می‌دهد که سال گذشته نیز این موضوع برای ما پیش آمد، اما خوشبختانه توانستیم دو عنوان مهم از این کتاب‌ها را با زحمات همکاران برای انتشار آماده کنیم. کوثری درباره این دو عنوان توضیح داد: ابتدا کتاب 13 جلدی «سیری در تاریخ هنر ایران» نوشته آرتور پوپ، تاریخ‌نگار و هنرشناس آمریکایی و سپس کتاب «تاریخ هنر ایران» نوشته بیانکا ماریا اسکارچیا، نویسنده و ایران‌شناس ایتالیایی بود که کار ترجمه آنها به همت جمعی از بهترین مترجمان فارسی صورت گرفته است. مدیر انتشارات علمی و فرهنگی همچنین درباره کتاب‌های خوب سایر ناشران نیز گفت: در سال گذشته کتاب خوب بسیار چاپ و منتشر شد ولی کتابی که توجه من را جلب کرده باشد زیاد نبود. می‌توانم از کتاب «پدیدار شناسی هایدگر» که از سوی انتشارات مینوی خرد منتشر شد، به عنوان یک اثر ارزشمند و قابل توجه یاد کنم. وی در ادامه درباره برپایی نمایشگاه کتاب پیش رو در شهر آفتاب نیز گفت: معلوم نیست که چه پیش خواهد آمد و پیش‌داوری درباره این موضوع بسیار سخت است. این انتقال قطعا به نفع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، ولی معلوم نیست که برای فروش ناشران در نمایشگاه چه اتفاقی خواهد افتاد. کوثری افزود: ممکن است باتوجه به مشکلات و دشواری‌های رفت و آمد به شهر آفتاب، ناشران در این دوره از برگزاری نمایشگاه فروش بالایی نداشته باشند.

 

فاضلی: کتاب هدیه نمی‌دهیم چون برایمان ارزشمند نیست/ «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند؟» را برای مطالعه پیشنهاد می‌دهم

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
محمد فاضلی استاد جامعه‌شناسی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پاسخ به این سوال که چرا ایرانیان در اعیاد ملی به جای اشیای لوکس به یکدیگر کتاب هدیه نمی‌دهند، عنوان کرد: اساساً وقتی فردی به فرد دیگری چیزی را هدیه می‌دهد بدین معنی است که از نظر او آن هدیه خوب و ارزشمند است. یکی از دلایلی که به یکدیگر کتاب‌ نمی‌دهیم این است که کتاب برای ما شیء ارزشمندی نیست. وی ادامه داد: چون خودمان کتاب نمی‌خوانیم و علاقه به مطالعه نداریم بنابراین عادت هم نداریم تا وقت بگذاریم و برای فرد دیگر کتابی را انتخاب کنیم و هدیه بدهیم. بنابراین هدیه باید برای هدیه‌دهنده و دریافت‌کننده ارزشمند باشد که متاسفانه این اتفاق درباره کتاب نیفتاده است. معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک با اشاره به اینکه سنت هدیه کتاب البته در میان مولفان و اهالی قلم رواج دارد، افزود: البته کسانی که خودشان کتابی را تالیف یا ترجمه می‌کنند طبیعی است که علاقه به هدیه دادن کتاب‌های خود دارند و همچنین اینکه کتاب هم از دیگران هدیه بگیرند. فاضلی گفت: من نیز به عنوان یکی از اهالی دانشگاه کوشیده‌ام تا سنت هدیه کتاب را به اطرافیانم داشته باشم و در فرهنگ‌سازی این سنت سهیم باشم. این استاد جامعه‌شناسی در بخش دیگری از سخنانش مطالعه دو کتاب «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند؟» و «جهان پسا آمریکایی» را برای عید نوروز پیشنهاد کرد و گفت: کتاب «ملت‌ها چرا شکست می‌خورند؟» به علل عقب‌ماندگی کشورهای توسعه نیافته از جمله ایران می‌پردازد و از این نظر کتاب جالبی است. اما کتاب «جهان پسا آمریکایی» نوشته سعید زکریا به ظهور قدرت‌های نوظهور مانند چین و هند در جهان امروزی می‌پردازد که چه تاثیری در دنیا کنونی داشته‌ است و به گونه‌ای که امروز نظم بین‌المللی در جهان صورت دیگری تعریف می‌شود. وی تاکید کرد: کتاب سعید زکریا از آنجا که زبان ساده و روانی دارد می‌تواند برای انواع مخاطبان علاقه‌مند به این حوزه قابل استفاده باشد. فاضلی همچنین اظهار علاقه‌مندی کرد تا در ایام نوروز کتاب‌هایی را در حوزه سیاست و جامعه‌شناسی از نزدیکترین دوستان خود دریافت کند.

 

سیاحتنامه مسیو چریکف از عید باستانی/ ماجرای درویش‌های تهران از نوروز جمشیدی

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:21 ب.ظ

 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- عصر قاجار، روزگار حضور پررنگ جهانگردان اروپایی به ایران بود؛ جهانگردانی که صرف نظر از اهداف و مقاصد سیاسی که داشتند، یادگارهای ارزشمندی از خود برجای گذاشتند؛ یادگاری به نام «سفرنامه» که سرشار از واقعیات اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ایران دوره قاجار است. یکی از نکات شایان توجه برای این سیاحان آداب و رسوم نوروز و قدمت آن است. نوشته‌های این سفرنامه‌نویسان که به تداوم نوروز در این عصر اشاره دارد، اطلاعات مهمی از نحوه برگزاری این جشن کهن در دوره قاجار ارائه می‌دهند. در نخستین و دومین گزارش نوروز در روزگار قاجار از نگاه سفرنامه‌نویسان به بیان دیدگاه‌ها و خاطرات دکتر فووریه و مادام کارلاسرنا پرداختیم و در این گزارش سعی داریم آثار سیاحان دیگری را که در این دوران به ایران سفر کرده‌اند ورق بزنیم تا نشانی از نوروز پیدا کنیم. اهمیت و اعتبار نوروز از نگاه سیاحان به دنبال انعقاد معاهده ارزنه الروم در دوره ناصرالدین شاه قاجار، مقرر شد که از طرف دولت‌های ایران و عثمانی مامورانی به مرزهای دو کشور روانه شوند تا درباره تعیین خط مرزی مذاکره کنند. از طرف روس و انگلیس نیز مامورانی برای رسیدگی به اختلافات اعزام شدند. ریاست هیئت نمایندگی دولت روسیه با کلنل چریکف بود. وی مدت چهار سال کمیسر و رئیس کمیسیون تحدید حدود ایران و عثمانی بود که به اتفاق سه نقشه‌بردار گزارشی تهیه و به دولت متبوع خود ارائه کرد. پس از فوت وی در سال 1860م، جانشینش، مسیو غمارف آن را جمع‌آوری و در سال 1875م در پطرزبورگ به چاپ رساند. این یادداشت‌ها که با عنوان «سیاحت‌نامه چریکف» در ایران منتشر شد از نظر بررسی تاریخچه روابط سیاسی ایران و عثمانی، مرزهای غربی کشور، همچنین وضعیت شهرها و آبادی‌ها و ساکنان آن‌ها در آن عصر در زمره منابع دست اول به‌شمار می‌آید. چریکف درباره اهتمام ایرانیان به بزرگداشت عید باستانی نوروز می‌نویسد: «عید نوروز برای مردم عید بزرگ و محترم و معززی بوده است.» (سیاحت‌نامه چریکف، ترجمه آبکار مسیحی، تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی 1358، ص 20) نوروز جشنی برای همه مردم ایران زمین جان ویشار، پزشک آمریکایى بود که در سال 1891م در ظاهر برای طبابت، ولى با هدف ترویج مسیحیت وارد منطقه کردستان ایران شد. وى سه سال بعد (1893م) برای افتتاح بیمارستانى آمریکایى که در تهران ساخته شده بود به ایران آمد و تا سال 1910م در تهران ماند و به انجام امور پزشکى و تدریس پرداخت و در همین سال به آمریکا بازگشت. حاصل اقامت او در ایران کتابی است با عنوان «بیست سال در ایران» که در آن اشاراتی نیز به نوروز دارد. به عقیده وی نوروز تنها جشن معتبر و مسلم در ایران و بزرگترین حادثه در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. به بیان وی: «ایرانیان مراسم و جشن آن را باشکوه هرچه تمام‌تر انجام می‌دهند... در ایام عید نوروز حتی مستمندان نیز رنج‌های خود را برای مدت کوتاهی فراموش می‌کنند.» (بیست سال در ایران، ج.گ ویشارد، ترجمه علی پیرنیا، تهران: نوین 1363، صص 222-224)   سفرنامه فریزر از قسطنطنیه به تهران و نگاهی به نوروز جیمزبیلی فریزر، در زمستان 33-1834 با مأموریت دیپلماتیك روانه ایران شد و پس از آن، كتابی با عنوان «سفری زمستانی از قسطنطنیه به تهران» نوشت كه در ایران  با نام «سفر زمستانی» ترجمه شده است. سفرنامه فریزر، درباره شرح بلاد، قرا و قصبات دوره قاجار است و از مآخذ بسیار معتبر به شمار می‌رود. این اثر، در قالب 17 نامه به یك دوست یا همسرش نگاشته شده و در هر نامه، شرح ماجراهای سفر ذكر شده است. حوادث این سفرنامه -كه متن آن در دو جلد است- در تبریز پایان می‌گیرد. او در سفرنامه خود به نوروز به‌عنوان جشن ملی ایرانیان اشاره کرده و مراسم و جشن‌هایی را که در میان مردم و همچنین در دربار قاجار برگزار می‌شد به طرز زیبایی توصیف کرده‌ است. فریزر می‌نویسد: «از آن روزگاری که ایرانیان پیرو آیین زردشت شده‌اند، آغاز اعتدال ربیعی و اولین روز بهار را آغاز سال جدید می‌دانند.» (سفرنامه فریزر معروف به سفر زمستانی، ترجمه منوچهر امیری، تهران: توس 1364، ص 115) جمشید؛ بنیانگذار نوروز باستانی اوژن اوبن، سفیر فرانسه در ایران یکی دیگر از افرادی است که مشاهدات خود از ایران را در قالب کتابی با عنوان «ایران امروز» منتشر کرد. او معتقد است: «براساس افسانه‌های ایرانی بنیان‌گذار نوروز، جمشید اولین قهرمان نژاد ایرانی است. این روز در هر گوشه ایران به‌عنوان عید ملی واقعی در نظر گرفته می‌شود و برای هر خانواده ایرانی جشن بزرگی است.» (ایران امروز، اوژن اوبن، ترجمه علی اصغر سعیدی، تهران: زوار 1362، ص 329) اوبن فرانسوی با اشاره به یکی از رسم‌های نوروزی می‌نویسد: «با فرارسیدن نوروز که اولین روز سال ایرانی است، درویش‌های تهران در خانه رئیس صنفشان نقیب‌الممالک گردهم می‌آیند و هرکدام خانه شخصیتی را نشان می‌کنند تا به مناسبت نوروز از صاحب‌خانه حق و حساب بگیرند. آنگاه هر درویشی پوست و پلاس خود را در محل تعیین شده پهن می‌کند و برای دریافت مقرری سالانه آماده می‌گردد.» (اوبن، ص255)   عید نوروز در تمام مشرق‌زمین نظیری ندارد دروویل، سفرنامه‌نویس فرانسوی نیز درباره اهمیت و قدمت عید نوروز می‌گوید: «نوروز یا سال نو ایرانیان روز تحویل آفتاب به برج حمل است. مراسمی که بدین مناسبت برگزار می‌شود از زمان زردشتیان باستان تا کنون حفظ شده است و به گمان من نظیر چنین عیدی در تمام مشرق‌زمین وجود ندارد.» (سفر در ایران، گاسپار دروویل،ترجمه منوچهر اعتمادی مقدم، تهران: شباویز 1376، ص 135)

 

شهدی: کتاب‌های جواد ماهزاده را بخوانید/ خواندن از نویسنده‌ای که به فرهنگ عامه مسلط است

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
پرویز شهدی، مترجم در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عنوان کرد: سال گذشته کتاب‌های جواد ماهزاده، داستان‌نویس جوان را خواندم. من کتاب‌های او را برای مطالعه و عیدی دادن در نوروز پیشنهاد می‌کنم.   وی افزود: کتاب‌های ماهزاده با نام‌های «لالمونی»، «ریحانه دختر نرگس» و «خنده را از من بگیر» کتاب‌های خوبی بودند که از خواندنشان لذت بردم. داستان‌های این نویسنده جوان، به دلیل پرداختن به اوضاع و احوال فعلی جامعه‌ و روش نوشتن و فرهنگ لغاتی که او به کار می‌برد جذاب است. در هر حال نمی‌توانم تصور و قضاوت کنم که با توجه به تحولات جامعه‌مان 10 یا 20 سال دیگر او چگونه خواهد نوشت.   مترجم رمان «ویکنت دو نیم شده» اثر ایتالو کالوینو ادامه داد: ماهزاده سبک خاصی دارد و طنز و جد را با یکدیگر در هم می‌آمیزد. او مسایل فاجعه‌بار جامعه را با داستان در هم می‌آمیزد و روایتی جذاب ارایه می‌دهد.   این مترجم ادامه داد: ماهزاده علاوه بر این‌که زیاد داستان می‌خواند، با اصطلاحات عامیانه هم به خوبی آشناست.   شهدی اضافه کرد: توصیه می‌کنم که مخاطبان ادبیات داستانی در تعطیلات نوروز کتاب‌های ادگار آلن‌پو و دینو بوتزاتی را هم بخوانند. کتاب‌های این دو نویسنده قطعاً سرگرم‌کننده خواهند بود.   «ویکنت دو نیم شده» و «شوالیه ناموجود» نوشته ایتالو کالوینو، «جن»، «سال گذشته در مارین باد» و «پاک‌کن‌ها» اثر آلن رب گری‌یه و «دیوانه‌بازی» کریستین بوبن، آثاری‌اند که شهدی آنها را به فارسی برگردانده است. وی از سال 1366 کار ترجمه را آغاز کرد و نخستین ترجمه او کتاب «ماجراهای شگفت‌انگیز» از ادگار آلن پو بود.   

 

«نگین کویر» لقبی برازنده سمنان/ آبگوشت خربزه و ته‌چین کشمش غذاهایی برای گردشگران

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- عکس جلد کتاب «سمنان» با دروازه ارگ سمنان طراحی شده است. تنها قسمت باقی‌مانده از ارگ بزرگ سمنان دروازه شمالی آن است. ساخت این بنا در سال 1302 در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به اتمام رسیده است. درباره نام استان سمنان در این کتاب چنین آمده است: «نام استان سمنان در متون تاریخی فراوان به چشم می‌خورد. سمنان بخشی از استان کوچک کومش در دوران اشکانی و ساسانی به شمار می‌رفت. استرابو دانشمند یونانی در زمان اشکانیان، از کومش به شکل کومیسنه یاد نموده است. اعراب نیز آن را قومس می‌خواندند. بسیاری از پژوهشگران برای مدت‌های مدیدی دامغان (یکی از شهرهای این استان) را همان مکان شهر صد دروازه (پایتخت قدیمی اشکانیان) می‌دانستند. ولی کاوش‌های باستان‌شناختی اخیر این نظریه را رد نمود. استان کومش محل یکی از آتش‌های معروف ساسانی به نام آتش بی‌خوراک یا به زبان پهلوی آتخش اخوریشنیه بود. (بدین دلیل که مردم آن اعتقاد داشتند این آتش بدون هیزم می‌سوزد).» سمنان، دامغان، گرمسار و شاهرود از مهم‌ترین شهرستان‌های استان سمنان به شمار می‌روند که در معرفی جاذبه‌های گردشگری آنها در این کتاب چنین آمده است: شهرستان سمنان: منطقه نمونه گردشگری شهمیرزاد منطقه نمونه گردشگری غاردربند مهدی‌شهر منطقه نمونه گردشگری چشمه معدنی آبگرم منطقه نمونه گردشگری حفاظت‌شده پرور منطقه نمونه گردشگری جنگل رودبارک منطقه نمونه گردشگری آبگرم سمنان مساجد جامع امام خمینی (قاجار)، جامع سمنان و جامع زاوغان بازار سمنان کاروانسراهای آهوان، و لاسجرد  شهرستان دامغان: منطقه نمونه گردشگری قلعه گردکوه منطقه نمونه گردشگری چشمه‌علی منطقه نمونه گردشگری چشمه قلقل منطقه نمونه گردشگری چشمه پیرخوشتر منطقه نمونه گردشگری سد شهید شاهچراغی مساجد تاریخانه و جامع دامغان برج‌های مهماندوست، چهل دختران و پیر علمدار خانه لطفی (قاجار) و خانه تاریخی میر رحیمی(قاجار) و غیره.   شهرستان گرمسار: منطقه نمونه گردشگری بنه کوه منطقه نمونه گردشگری رامه منطقه نمونه گردشگری بهور ایوانکی منطقه نمونه گردشگری پارک ملی کویر (مشهور به آفریقای کوچک؛ کویر کهک، معروف‌ترین کویر منطقه گرمسار) کاروانسراهای ایوانکی و ده‌نمک مجموعه بناهای سیاه‌کوه خانه باقری آب‌انبار گرمسار و غیره   شهرستان‌های شاهرود و میامی: منطقه نمونه گردشگری مجن و آبشار تنگه داستان منطقه نمونه گردشگری جنگل دشت شاد منطقه نمونه گردشگری جنگل اولنگ منطقه نمونه گردشگری جنگل و آبشار نام‌نیک منطقه نمونه گردشگری آفتابگردان و شقایق‌های کالپوش منطقه نمونه گردشگری قطری منطقه نمونه گردشگری فرحزاد، تاش و جشمه هفت‌لنگ منطقه نمونه گردشگری پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق منطقه نمونه گردشگری زیست‌کره خوارتوران منطقه نمونه گردشگری مجموعه تاریخی بسطام برج کاشانه قلعه‌های پارت‌ها و غیره.   «نان سمنانی، سبزی پلوی سمنانی، آبگوشت خربزه (به زبان محلی کالک قلیه) و ته‌چین کشمش و لپه، غذاهایی هستند که گردشگران تنها در این استان خواهند یافت. همچنین آنها می‌توانند محصولاتی مانند برگه زردالو، نان چای، پسته، آروشه ( نوعی خوراکی محلی) و گردو را به عنوان سوغاتی با خود همراه کنند. استان سمنان با داشتن بیشترین تنوع اقلیمی و فرهنگی در مناطق مختلف کویری و کوهستانی، شاهد بروز خلاقیت‌های هنرمندانه‌ای در رشته‌های مختلف صنایع دستی بوده است. هنرهایی مانند معرق و منبت، مشبک‌کاری، تولید دست‌بافت‌های ظریف ابریشمی و دستمال‌های رنگین، خوشنویسی، تذهیب‌های زرین، گلیم و گلیچ‌بافی، تهیه ظروف سفالی و لعابی و نمدمالی، عنوان نگین کویر را برای سمنان به ارمغان آورده است.» (صفحه 11) کتاب «سمنان» نوشته مژگان سبزیان در 16 صفحه، شمارگان 1 هزار نسخه و بهای 10 هزار تومان از سوی انتشارات کامل چاپ و منتشر شده است.

 

کتاب «بنه، نظام‌های زراعی سنتی در ایران» پیشنهاد صفی‌نژاد برای مطالعه نوروزی

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
جواد صفی‌نژاد در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با اشاره به اینکه کتاب «بنه، نظام‌های زراعی سنتی در ایران» از نوشته‌های خودش است، گفت: کشت، برداشت و تقسیم محصول در دوران پهلوی تا قبل از اصلاحات ارضی در ایران با مشارکت توده‌ای و جمعی انجام می‌گرفت اما با شکل‌گیری اصلاحات ارضی این نظام از بین رفت و حکومت هم با پشیمانی از این روش نتوانست به بهبود وضع پیش آمده کمک کند. وی افزود: در کتاب «بنه، نظام‌های زراعی سنتی در ایران» وضعیت کشاورزی، نحوه گرفتن مالیات از آب و کاشت و داشت محصول را در قبل از اصلاحات ارضی بیان کرده است. صفی‌نژاد که به پدر علم کاریز (قنات) ایران نامور است، کتاب‌های بسیاری نوشته و مقاله‌هایی را به رشته تحریر درآورده است. «مونوگرافی روستای طالب آباد»، «بنه؛ نظام‌های سنتی زراعی در ایران»، «نظام‌های آبیاری سنتی در ایران»، «عشایر مرکزی ایران»، «لرهای ایران؛ لر بزرگ و لر کوچک»، «سد زیرزمینی قنات وزوان میمه اصفهان»،«مبانی جغرافیای انسانی» و «نان سنگک؛ مطالعه مردم شناختی» برخی از کتاب‌های وی را تشکیل می‌دهند. صفی‌نژاد در کنار تحقیقات و پژوهش‌های فراوان خود، مدرسی بزرگ نیز بوده است. او در چند دهه تدریس در دانشگاه‌های مختلف و به طور ویژه دانشگاه تهران، شاگردان فراوانی نیز تربیت کرده است. استاد صفی‌نژاد تاکنون به تدریس دروسی چون مبانی جغرافیای انسانی، جامعه‌شناسی ایلات و عشایر، مردم‌شناسی ایران با تکیه بر ایلات و عشایر، زمینه‌ها و شیوه‌های همیاری، مسائل کوچ نشینی، انسان و محیط، منابع و ماخذ جغرافیا و نظام‌های آبیاری در ایران به طور عمده در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دانشکده ادبیات و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، گروه جغرافیای دانشگاه تهران و نیز دانشگاه علامه طباطبایی به تدریس پرداخته است. از فعالیت‌های پژوهشی وی طی این سال‌ها می‌توان به مطالعات میدانی در میان ترکمن‌ها و شاهسون‌ها و مناطقی از کهگیلویه و بویراحمد، سبزی‌کاری و سبزی‌کاران شهرری، پیشینه جغرافیایی و تاریخی شمال خراسان، انجام منوگرافی متعدد، کار بر روی موضوعاتی چون قنات، بنه، نظام های زراعی، نظام های آبیاری و اسناد عشایری در ایران اشاره کرد. او در زمینه‌های فوق جزء متخصصان منحصر به فرد به شمار می‌رود.

 

کتابخانه ترینیتی کالج دوبلین پایتخت ایرلند

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 

 

پیکر کریم نیرومند محقق و مورخ زنجانی تشییع شد

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کریم نیرومند، محقق، مورخ و جغرافی‌دان و مؤلف چند اثر ماندگار یکشنبه هشتم فروردین‌ماه 1395 بر اثر بیماری، دارفانی را وداع گفت. این استاد از مفاخر شهر زنجان بود که طی سال‌ها عمر باارزش خود سهم مهمی در توسعه فرهنگ استان زنجان داشته است. آثاری همچون «شرح زندگانی دانشمندان زنجان»، «شرح زندگانی شخصیت‌های کشوری و لشکری استان زنجان در یک نگاه»، «تاریخ پیدایش تصوف و عرفان و تحول و تطور آن از گذشته تا عصر حاضر» و «تاریخ عرفا و حکمای زنجان» از جمله تالیفات استاد کریم نیرومند است. کتاب «شرح زندگانی دانشمندان و رجال کشوری و لشکری استان زنجان (زنگان)» یکی از مشهورترین آثار این هنرمند و نویسنده زنجانی است. همچنین استاد کریم نیرومند‌ زنجانی با تالیف کتاب در مورد بزرگان، تاریخ، جغرافیا و اماکن تاریخی استان تا به امروز ١٤ جلد کتاب در تاریخ و فرهنگ و هنر زنجان تالیف کرده که آخرین کتاب وی شامل شرح حال و زندگانی ٤٣١ نفر از بزرگان و دانشمندان خطه زنجان است. استاد کریم نیرومند سال‌ها به شغل دبیری مشغول بود و در حین آن به تحقیق در حوزه زنجان، مشاهیر این استان و تاریخ این منطقه می‌پرداخت. مراسم تشییع پیکر این نویسنده و پژوهشگر تاریخ استان زنجان، عصر دوشنبه نهم فروردین از مقابل کتابخانه علامه حلی زنجان با حضور مسئولان و چهره‌های فرهنگی و هنری برگزار شد.

 

فروغی: پرداختن رسانه‌ها به پدیده «کتاب‌سازی» اتفاق خوب سال 94 بود/ در پساتحریم مراقب بنگاه‌های کوچک نشر باشیم

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
فتح‌الله فروغی، عضو هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره انتظارات خود از مدیریت فرهنگی به‌ویژه مدیریت کتاب کشور در سال 1395، اظهار کرد: از آن‌جا که حوزه نشر در کشور ما نمی‌تواند خود را به‌ عنوان یک صنعت تمام‌قد معرفی کند، بنابراین ناچاریم بپذیریم که نشر در اوضاع کنونی صنعتی نوپا، کم‌توان و شکننده و (با اغماض) در حال رشد است. بدین لحاظ اکنون که با شرایط پساتحریم روبه‌رو هستیم، بدیهی است که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی کوچک نشر با خطری جدی مواجه خواهند شد.   وی ادامه داد: این‌گونه مؤسسه‌ها که البته به‌صورت سنتی نیز اداره می‌شوند، در عصر پساتحریم که عرصه رقابت بسیار تنگ و فشرده است، طاقت و تاب مقاومت ندارند و خیلی سریع از گردونه رقابت خارج خواهند شد و احتمالا خسارتی جبران‌ناپذیر بر بدنه جامعه فرهنگی کشور وارد می‌شود. عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران افزود: ماندگاری و موفقیت در حوزه نشر در کشور ما در دوران پساتحریم نیازمند بهره‌گیری از امکانات و زیرساخت‌های مورد نیاز است؛ امکاناتی که داشتن آن از طریق هیچ‌یک از بنگاه‌های کوچک نشر امکان‌پذیر نیست و وظیفه سیاست‌گذاران فرهنگی کشور است که در این مرحله از هر کوششی برای تهیه و در اختیار گذاردن این امکانات برای حوزه نشر کشور کوتاهی نکنند.   مدیرمسئول انتشارات شورا درباره مهم‌ترین اقدام دولت به‌ویژه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1394، گفت: یکی از اساسی‌ترین اقدام‌های دولت یازدهم که در حوزه فرهنگ صورت گرفته است،‌ توجه به واسپاری امور به نهادهای صنعتی است. در سال 1394 یکی از گام‌های عملی واسپاری شکل گرفت. در این حرکت مثبت، بخشی از کارهای بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی کشور (نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران) به نهادهای غیردولتی واگذار شد.   وی توضیح داد: بر اساس تصمیم‌گیری‌های معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسئولیت و مدیریت چهار کمیته از کمیته‌های مختلف نمایشگاه بیست و هشتم، به اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و تشکل‌های صنعتی حوزه نشر واگذار شد که نتایج حاصل از آن را می‌توان مثبت ارزیابی کرد. بدین ترتیب می‌توان این نگاه مسئولان فرهنگی دولت یازدهم را به منظور تحقق شعار «دولت فرهنگی و نه فرهنگ دولتی» دانست. امیدوارم شاهد عملیاتی شدن ابعاد دیگر این شعار در آینده باشیم. ابعادی مانند ممیزی آثار که می‌تواند از طریق مشارکت دادن ناشران، نویسندگان و کارشناسان فرهنگی به سمتی برود که ضمن حفظ مسائل اخلاقی و ارزش‌های جامعه، شأن و جایگاه فکری پدیدآورندگان حراست شود.   فروغی در پاسخ به این پرسش که «از نظر شما بهترین خبر حوزه نشر در سال 1394 چه بود؟» گفت: جای خرسندی است که اعلام کنم در سال 1394 خبرهای خوش فراوانی از طریق رسانه‌ها در اختیار اصحاب قلم و نشر قرار گرفت. خبرهایی که هر کدام می‌توانست برای مخاطبان خود جذاب باشد و آنها را از کم و کیف رویدادهای مربوط به حوزه کتاب مطلع کند.   وی ادامه داد: اگر به عنوان نمونه بخواهم به مواردی اشاره کنم،‌ مطالبی که درباره جایگاه نقد کتاب در جراید مطرح‌ منتشر و باعث جلوگیری از کار کتاب‌سازی شد یکی از بهترین اتفاق‌ها بود. هرچند نباید انتظار داشت که این پدیده نامبارک یک شبه از جامعه ما رخت بربندد، اما بدون تردید پرداختن مطبوعات به این امر می‌تواند در کاستن این معضل، مفید و مؤثر باشد.   این مؤلف و کارشناس حوزه نشر درباره جابه‌جایی مکان نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از مصلا به شهر آفتاب، اظهار کرد: این اقدام که در یک نگاه کلان و درازمدت می‌تواند بسیار ارزشمند تلقی شود، با خود یک تهدید به همراه دارد. ارزشمند از آن نظر که داشتن یک مکان ثابت نمایشگاهی می‌تواند عمده‌ترین عوامل هویت‌بخشی را برای یک رویداد ایجاد کند؛ موضوعی که تاکنون نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از آن بی‌بهره بوده است. تهدید از آن بابت که در تنگنای اقتصادی موجود، ناشران چشم امید به حضور مخاطبان در نمایشگاه کتاب دارند و اگر امکان این حضور فراهم نشود،‌ حوزه نشر مشکلات فراوانی خواهد داشت.   این عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران بیان کرد: امیدواریم اقدام‌های عملی شهرداری تهران،‌ این فرصت را برای علاقه‌مندان به نشر مکتوب فراهم آورد تا بیشتر از آن‌که به فکر تأمین کباب برای تأمین نیاز جسمی خود باشند،‌ بتوانند نیازهای روحی و فکری خود را به‌راحتی از طریق کتاب تأمین کنند.   وی ادامه داد: امیدواریم این فرصت برای حوزه کتاب فراهم شود که با داشتن محلی ثابت برای برگزاری نمایشگاه کتاب،‌ بودجه‌های فرهنگی صرف زیرساخت‌های مورد نیاز صنعت نشر کشور شود.

 

قدیمی: می‌توانیم جشنواره کتاب طنز داشته‌باشیم/ سال 94 سال پرسوژه‌ای برای طنزپردازان بود

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
صابر قدیمی، به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: امسال در چند جشنواره به عنوان داور حضور داشتم که شاید شاخص‌ترین آنها هفتمین جشنواره فرهنگی هنری دانشجویان علوم پزشکی کشور بود که به میزبانی شیراز برگزار شد و من و رضا رفیع به عنوان داوران بخش طنز در آن حضور داشتیم. به جرات می‌توان گفت که آثار بررسی شده فراتر از حد انتظار بود. وی در توضیح فعالیت‌هایش در سال ۹۴ اظهار کرد: کتاب تازه‌ام به نام «دار Funny» در سال ۹۴ فروش خوبی داشت و ان‌شاالله در ابتدای سال ۹۵ چاپ سوم آن انجام خواهد شد. این طنزپرداز کشورمان در تشریح بهترین متن یا شعر طنزی که در سال ۹۴ خوانده است اظهار کرد: در جشنواره شیراز به اندازه ۱۰ سال کار طنز خوب خواندم و کارها بسیار به هم نزدیک بود و باور کنید برگزیدگان را به سختی انتخاب کردیم.  وی ادامه داد: شاید بهترین متن طنز متعلق به محسن طاهری بود که کلیله‌ودمنه را در یک گونه خاص به طنز درآورده بود که کار بسیار زیبا و مناسبی بود. قدیمی با اشاره به اتفاقات سال ۹۴ گفت: خوشبختانه به قدری سوژه طنز در کشور زیاد است که بیکار نمی‌مانیم، چراکه اکثر تیترهای روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها منبع نوشته‌های طنز ماست. باور کنید بعضی وقت‌ها در چالش صحبت‌های دوستان گرفتار می‌شوم چراکه از خودم می‌پرسم، این صحبت‌ها به خودی خود همه‌اش طنز است. وی افزود: سال ۹۴ سال پرسوژه‌ای بود و ماجرای سیمان ریختن روی ظریف و صالحی، موضوعی بود که طنزپردازان زیادی به آن اشاره کردند، البته سال ۹۴ یک تفاوت با سال‌های دیگر داشت و آن پرداختن به سوژه‌های طنز تا آخرین روزهای سال بود. برای مثال، داشتم فهرست احزاب را مقایسه می‌کردم و به گزینه‌ای برخوردم که هم اصلاح‌طلب بود، هم اصولگرا، هم راست، هم چپ، هم شمال و هم جنوب و این سوژه روزهای آخر سال ما بود. خدا این سوژه‌ها را از ما نگیرد! این طنزپرداز در توضیح شیوه‌های سوژه‌یابی برای شعرهایش اظهار کرد: خوشبختانه اصلاً نیازی به سوژه‌یابی نیست. برای مثال شما دعوای کی‌روش و «م.م» را به خاطر بیاورید. آقای م.م  گفته بود: «هر وقت کیروش افتخاراتش به من رسید درباره من صحبت کند.» به نظر شما با این صحبت‌ها نیاز به سوژه‌یابی داریم؟ وی ادامه داد: در کنار این اتفاقات طنز و خنده‌دار، اتفاقات تلخی نیز رخ داد که بر اهالی فرهنگ و ادب خیلی سخت گذشت. ما بزرگان زیادی را در این سال در سکوت رسانه‌ای از دست دادیم. متأسفانه به جز چند رسانه، سایر رسانه‌ها به جامعه ادبی توجه چندانی ندارند. کافی است بازیگر نقش دوازدهم یک سریال در شبکه ۵۹ استانی سرما بخورد، تمام روزنامه‌ها، مجلات، خبرگزاری‌ها، اخبار فارسی و انگلیسی به آن می‌پردازد اما ما در این سال ادیبانی را از دست دادیم که به زحمت در مراسم ختم آنها ۳۰۰ نفر حضور داشتند و این درد سال ۹۴ بود. قدیمی در توضیح وضعیت کتاب‌های طنز منتشر شده در سال ۹۴ گفت: در گذشته طنزپردازان کمتر نوشته‌های خود را کتاب می‌کردند اما خوشبختانه مدتی است که این اتفاق در حال رخ دادن است و کتاب‌های خوبی تولید شده. البته نباید حواسمان پرت این موضوع شود و به کتاب‌سازی بپردازیم. خوشبختانه پتانسیل در این بخش به قدری زیاد است که می‌توانیم جشنواره کتاب طنز را برگزار کنیم. وی در بخش پایانی صحبت‌هایش اظهار کرد: کتاب «اتحادیه ابلهان» به قلم جان کندی تول  و ترجمه پیمان خاکسار، کتاب «دکتر بازی» سروده اسماعیل امینی و کتاب «دار Funny» نوشته خودم! پیشنهاد من به علاقه‌مندان حوزه کتاب برای تعطیلات نوروز است. اگر تمایلی به عیدی دادن کتاب داشتید، این کتاب‌ها می‌توانند عیدی مناسبی باشند.  صابر قدیمی در فروردین ۱۳۶۷ در تهران متولد شد. وی در رشته مهندسی صنایع فارغ‌التحصیل شده است و در حال حاضر دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی است. «لبخند شیرین فرهاد» و «دار Funny» نام دو مجموعه شعری اوست. صابر قدیمی ضمن تبریک سال نو، ۲ شعر زیر را به خوانندگان ایبنا تقدیم کرده است. آجیل‌فروشان به خدا فکر کنید یا اینکه به حال و روز ما فکر کنید آجیل بدون مغز دیشب می‌گفت باید به فرار مغزها فکر کنیم --------------------------- دوباره عید نوروز است انگار گروهی پسته‌خوار از قوم تاتار هجوم آورده از اعماق یک غار شود هر ساله این کابوس تکرار فغان از دست خویش، از دست اغیار رفوزه گشتم از تجدید دیدار فشار عید ما را کرده بیمار یکی آورده با خود چند زنبیل به قصد غارت تاقار آجیل که ریزد داخل زنبیل، با بیل به او گویم که‌ای فامیل چون فیل فیلایت را برای ما نگهدار مگر پر می‌شود زنبیل سرکار فشار عید ما را کرده بیمار یکی می‌نالد اندر وان حمام که صاحب‌خانه پس کی می‌دهی شام؟ فشارم چند جای مرغ با پام میان حلق او تا گردد آرام پس از اندی زند فریاد این بار: که صاحب خانه چی داریم ناهار؟ فشار عید ما را کرده بیمار یکی هم چون رژیمی سخت دارد به ظرف میوه‌ ما دست خارد چنان میوه به دندان می‌فشارد که آب میوه از چشمش ببارد برایش تنگ گردیده است شلوار که لاغر آمد و گردید پروار فشار عید ما را کرده بیمار پس از شش روز جانکاه و اسف بار و راهی کردن جمعی گهر بار گروهی دیگر از بالای دیوار سر ما ناگهان گشتند آوار شود این ماجرا تکرار و تکرار من بی‌زارِ از دنیا زنم زار: فشار عید ما را کرده بیمار

 

خواص دارویی و غذایی توت فرنگی در آثار طب سنتی/ میوه‌ای معروف به «اتابکی» در زمان صدارت اتابک اعظم

سه شنبه 10 فروردین 1395 03:20 ب.ظ

 
خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- خواص خوراکی و درمانی توت‌فرنگی، کمتر از ظاهر گل‌گون و دل‌انگیزش نیست. توت‌فرنگی عمری در حدود 300 سال دارد و استفاده از آن پیش از این تاریخ محدود به مصارف دارویی بود. فرانسویان نخستین‌بار توت‌فرنگی وحشی را به زمین‌های زراعی آوردند و این میوه به‌عنوان یک گیاه اهلی مصرف شد. توت‌فرنگی وحشی به وفور در جنگل‌‌های شمال ایران یافت می‌شود. این میوه بهاری، در ایران ابتدا به نام «اتابکی» معروف بود، چراکه در زمان صدارت اتابک اعظم، از فرانسه به ایران وارد شد.     خواص توت‌فرنگی به روایت «گیاه‌نامه نوین» در کتاب «گیاه‌نامه‌ نوین» که در سال 1931 میلادی به چاپ رسیده، نکاتی درباره فواید توت‌فرنگی آمده است: «اگر بعد از شست‌وشوی صورت، بلافاصله تکه‌‌ای توت‌فرنگی بریده شده روی آن بگذاریم، نشانه‌های سفید شدن پوست را ملاحظه خواهیم کرد. همچنین این‌کار موجب می‌شود تا آثار آفتاب‌سوختگی نیز برطرف شود. علاوه بر این توت‌فرنگی مسهلی ملایم، ماده‌‌ای ادرارآور و قابض است. گاهى این جوشانده ادرار را به رنگ تندى در مى‌آورد كه نباید از آن نگران شد، زیرا سموم بدن از این راه به خارج دفع مى‌شود.   در این کتاب به نکاتی درباره توت‌فرنگی در طب سنتی غربی نیز اشاره شده است: «اطباء طب سنتی در غرب معتقدند که توت‌فرنگی ماده درمانگر برای عوارض پوستی به‌ویژه جوش غرور جوانی، کچلی و زخم‌های کهنه است. پژوهش‌های جدید در غرب نیز نشان داده که محلولی از توت‌فرنگی له شده، موجب نابودی ویروس‌های مختلف در داخل یک لوله آزمایشگاهی می‌شود. توت‌فرنگی همچنین در نابودی ویروس تبخال موثر است.   عقاید باستانی درباره توت‌فرنگی رومیان باستان، برای توت‌فرنگی خاصیت دارویی قائل بودند که علائم بیماری مالیخولیا و التهاب را کاهش می‌دهد، همچنین در درمان تب،‌ عفونت گلو، سنگ‌کلیه،‌ تنگی نفس،‌ بیماری‌‌های خونی و ناراحتی‌های کبدی و کلیوی موثر است. به دلیل وجود الیاف گیاهی «پکتین» در توت‌فرنگی، مبتلایان به کلسترول خون می‌توانند به این میوه بهارانه به‌عنوان یک دارو نگاه کنند.   توت‌فرنگی یک میوه ضد سرطان است. پژوهشگران آمریکایی با آزمایش‌‌های متعددی ثابت کرده‌‌اند که مصرف این ماده موجب کاهش مرگ‌ومیر  یک‌هزار و 271 سالمند آمریکایی مبتلا به سرطان شده است. بنابراین پژوهش‌ها، احتمال ابتلا به سرطان در افرادی که زیاد توت‌فرنگی مصرف می‌کنند، نسبت به سایر افرادی که کمتر از این ماده غذایی بهره می‌گیرند، سه برابر کمتر به سرطان مبتلا می‌شوند.   آب توت‌فرنگی را فراموش نکنیم در کتاب «میوه‌درمانی با بهره‌گیری از دستورهای اسلامی» نوشته عذرا سادات حکیم، درباره این میوه بهاری می‌خوانیم: «توت‌فرنگی از میوه‌های خنک است و نه تنها رسوب دندان را از بین می‌برد، بلکه اشتها را نیز افزایش می‌دهد. این میوه برای کسانی که به بیماری‌هایی چون دیابت مبتلا هستند، مفید است و توصیه می‌شود. آب توت‌فرنگی برای طراوت و شادابی پوست مفید است.»   فواید برگ و ریشه توت‌فرنگى برگ و ریشه توت‌فرنگى براى درمان و معالجه اسهال‌هاى مزمن و جلوگیرى از ترشى زیاد معده مفید و براى درمان ورم كیسه مثانه و مجارى ادرار سودمند است. براى مصرف برگ و ریشه توت‌فرنگى باید 30 تا 60 گرم برگ یا ریشه توت‌فرنگى را در یک لیتر آب تا پنج دقیقه جوشانده و ده دقیقه به اصطلاح دم بکشد تا آماده مصرف شود. ریشه توت‌فرنگى را باید در بهار از خاک درآورد و شست مصرف کرد. برگ‌هاى آن باید از زمان گل دادن چیده شود. چای مطبوعی از دم‌کرده برگ‌های توت‌فرنگی به‌دست می‌آید. طعم این چای با افزودن لیمو، وانیل و دارچین دلچسب‌تر می‌شود.    دكتر هاوزر، غذاشناس و طبیب معروف رژیم‌هاى غذایى در كتاب «چه باید خورد و چگونه باید پخت» توصیه می‌کند تا از چای برگ توت‌فرنگی استفاده شود، چراکه علاوه بر خاصیت افزایش ادرار، خون را نیز تصفیه می‌کند. دکتر «هاوزر» در رژیم‌های هفت و 30 روزه خود بر مصرف این چای تاکید دارد.

 

تعداد کل صفحات ( 9 ) ... 4 5 6 7 8 9
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات